مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

780

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1104 ] قسم چهارم : آنكه زبل خشك در امعاء دقاق بند شود و به دشوارى برون آيد و تزحّر آرد و باد غليظ كه از وى جدا گردد درد شديد احداث كند و به سبب تزحّر ، برآيد خراط و رطوبت از روده . و علامت او ، گرانى شكم است و دوام وجع و مغص و برآمدن ثفل خشك و قليل المقدار همچون نخود و تقدم تناول اغذيهء يابسه . [ 1105 ] فايده : گاه باشد كه اين زحير را جهال اطبّا اسهال پندارند به واسطهء خروج رطوبت و خراطه . و بدين تحليل ، حابسات استعمال نمايند . و اين معنى سبب هلاكت شود ؛ پس لازم آمد كه فرق بيان كنم در اين نوع كه مسمى است كه به « زحير كاذب » و در باقى انواع كه موصوف‌اند به « زحير صادق » تا از خطا دور باشد . و فرق بينهما آن است كه اسبغول با ديگر تخم‌ها مريض را بنوشانند : پس اگر تخم‌هاى مشروبه برون نيايد از امعا و اندر شكم بماند ، بايد دانست كه زحير كاذب است و ثفل محتقن ، مانع بروز گشته . و اگر تخم‌ها با براز برون آيند ، نشان زحير صادق باشد . علاج : براى اخراج ثقل يابس محتبس ، مزلقات دهند چون شربت بنفشه و خيارشنبر روغن بادام آميخته و مانند آن و حقنه لينه استعمال فرمايند و گاه باشد كه آب گرم تنها نوشيدن از ديگر تدابير مستغنى سازد به سبب ارخا و تليين . [ 1106 ] تنبيه : قاعدهء كلى آن است كه زحير از هر قسم كه باشد در حبس او مبادرت نكنند الّا بعد [ از ] تحقيق و زوال سبب . قسم پنجم : آنكه سردى مفرط به مقعد رسد باطنا او خارجا و بدان سبب تشنّج در وى عارض شود و تمدد در روده مستقيم ؛ پس توهم كند آدمى آن تمدد را كه ثفل است و مضطر گردد بر دفع براز . و علامت او ، تقدم و رسيدن سردى است به مقعد و راحت يافتن از استعمال آب گرم و نشستن بر موضع گرم . علاج : تكميد به آب گرم و تدهين به روغن قسط گرم كرده و روغن گل و بابونه گرم كنند . و آبزن فرمودن از طبيخ بابونه و شبت و عنب الثعلب و اكليل الملك و نشستن بر خشت گرم سود دارد . و اگر ده درم حب الرّشاد بريان نمودهء ناكوفته به آب گرم بر نهار دهند نفع كلى بخشد . [ 1107 ] قسم ششم : آنكه متاذى شود مقعد و معاء مستقيم از برآمدن ثفل سخت يا به واسطه نشستن بر چيزى سخت زمان طويل ؛ چنان‌چه در سوارى اسب ؛ پس جهت